الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

160

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) حكايتى دربارهء غنائم علّامهء حلّى از سدىّ نقل مىكند كه وقتى خداوند قلعه‌هاى بنى نضير را بر پيغمبر خود صلّى اللّه عليه و آله فتح كرد ، آن حضرت دارايىشان را به غنيمت گرفت ، سپس عثمان بن عفان به على عليه السّلام گفت : بيا نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله برويم و فلان زمين را از او بخواهيم ، اگر او آن را به تو هديّه كرد ، من با تو شريك باشم و اگر آن را به من داد ، تو با من شريك باشى .

--> خدا هستند كه خدا و رسولش را يارى مىكنند ، آنها در حقيقت راستگويانند . با وجود اين ، عمر به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى رسول خدا ، آيا غنائم بنى نضير را تخميس نمىكنى ؛ همچنان كه غنائم بدر را تخميس كردى ؟ ! رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چيزى را كه خداوند به طور خالص براى من قرار داده به مؤمنين نمىدهم ؛ چنان كه دو سهم از آن براى مسلمانان اختصاص يافت - ( مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 364 - 380 ) . و به علاوه وى غنائم بدر را تخميس نكرده بود . به طور ضمنى تاريخ خروج مهاجرين فقير از خانه‌هاى انصار را نيز مشخص كرده است . ابن اسحاق مىنويسد : على بن ابى طالب عليه السّلام در ضمن شعرى ، ترك ديار بنى نضير را نقل مىكند : عرفت ، و من يعتدل يعرف * و أيقنت حقا و لم اصدف عن الكلم المحكم اللّاء من * لدى اللّه ذى الرأفة الأرأف رسائل تدرس فى المؤمني * ن بهنّ اصطفى احمد المصطفى شناختم و هر كس معتدل باشد مىشناسد * و به راستى كه به يقين رسيدم و منصرف نشدم از سخنان متينى كه از سوى * خداى مهربان و مهربان‌تر است پيام‌هايى كه در ميان مؤمنان خوانده مىشود * كه خداى برگزيننده أحمد را براى آنها برگزيده است . پس أحمد در ميان ما عزيز گشت * كه هم جايگاهش عزيز است و هم موضع‌گيريش پس اى تهديدكنان او از روى كمى خردى * در حالى كه نه ظلمى كرده و نه درشتى مگر از عذاب نزديك ( الهى ) نمىترسيد * و آن كس از خداى در أمان باشد با هر كار يكسان نيست نمىترسيد كه به زير شمشيرهايش به زمين بيفتيد * همانند به زمين خوردن كعب بن الاشرف آنگاه كه خداوند سركشى او را ديد * و از خدا روىگردان شد همانند شترى چموش پس خداى ، جبرئيل را بر بنده‌اش به لطف و به وحى فرو فرستاد كه او را به قتل برساند پس رسول خدا فرستاده‌اى را فرستاد * با شمشير درخشانى كه دمى باريك داشت و ( در نتيجه ) چشم‌هايى شب را بر او اشكريزان گذراندند كه هرگاه جز مرگ كعب را مىگفتند اشك مىريختند . و به أحمد صلّى اللّه عليه و آله گفتند : اندكى ما را بگذار كه ما از نوحه‌گرى بر كعب شفا نيافتيم پس او آنها را رها كرد سپس گفت : بار ببنديد شبانه و با بينىهاى به خاك ماليده و بنى نضير را به ديار غربت جلاى وطن نمود در حالى كه در خانه‌هايشان در زر و زيور بودند . آنها را به ده أذرعات فرستاد در رديف يكديگر بر روى هر شترى لاغر و پشت زخمى سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 207 . بنابراين قتل كعب بن اشرف قبل از ترك ديار واقع شده و شايد كه از روى خطا اسم او در دو خبر أبان و قمى به جاى حيىّ بن اخطب ، زعيم بنى نضير آمده است و فراموش نكنيم كه جنگ بنى نضير بعد از آن به وقوع پيوست كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله براى درخواست كمك از بنى نضير جهت پرداخت ديهء دو مقتول عامرى از بنى كلاب به ميان آنها رفته بود و تاريخ به اين نكته تصريح كرده است كه آن حضرت ديهء اين مقتول را پرداخت ، اگر چه انجام اين كار را بعد از پايان جنگ بنى نضير ذكر نكرده‌اند و واقدى اضافه كرده است كه : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله اموال به غنيمت گرفته شده از آنها را جمع كرد و به همراه ديه به سوى قبيله‌شان برگرداند ( ج 1 ، ص 364 ) .